این قطعه شعر به دوران تحصیل در حوزه علمیه قبل از انقلاب اسلامی اشاره دارد که در دیوان اشعار امام(ره) چاپ شده است:رر
طنز
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:31  توسط الهام
|
نسیم بادصبحگاهی پیام آورد
صبح
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:20  توسط الهام
|
سحربابادمیگفتم حدیث آرزومندی پیام آمدکه واصل شوبه الطاف خداوندی
کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:14  توسط الهام
|
سحربابادمیگفتم حدیث آرزومندی پیام آمدکه واصل شوبه الطاف خداوندی
کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:14  توسط الهام
|
سحربابادمیگفتم حدیث آرزومندی پیام آمدکه واصل شوبه الطاف خداوندی
کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:13  توسط الهام
|
تونیکی میکن ودردجله انداز که ایزددربیابانت دهدباز
موش توسوراخ نمی ره جارو به دمش می بنده 
کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم میرسه 
ماهی راهروقت ازآب بگیری تازه است 
جوجه ها راآخرپاییز می شمارند شاهنامه آخرش خوش است
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریاشود 
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 18:59  توسط الهام
|
تونیکی میکن ودردجله انداز که ایزددربیابانت دهدباز
موش توسوراخ نمی ره جارو به دمش می بنده
کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم میرسه
ماهی راهروقت ازآب بگیری تازه است
جوجه ها راآخرپاییز می شمارند
شاهنامه آخرش خوش است
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریاشود
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 18:53  توسط الهام
|
گدایان بهرروزی طفل خودراکورمی خوانند طبیبان جملگی مخلوق رارنجور می خواهند
تمام مرده شویان راضیند برمردن مردم بنازم مطربان مخلوق را مسرور می خواهند
گربرسرنفس خودامیری مردی گربردگری خرده نگیری مردی
مردی نبودفتاده راپای زدن گردست فتاده ای بگیری مردی
(پوریای ولی)
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 18:33  توسط الهام
|